محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4079

تاريخ الطبرى ( فارسي )

آنگاه سال صد و هشتم در آمد سخن از خبر حوادثى كه به سال صد و هشتم بود در اين سال مسلمة بن عبد الملك به غزا رفت و به قيساريه رسيد ، كه شهر رومى مجاور جزيره بود و خدا آنجا را به دست وى گشود . و هم در اين سال ابراهيم بن هشام به غزا رفت و او نيز يكى از قلعه هاى روم را بگشود . و هم در اين سال بكير بن ماهان عده اى را به خراسان فرستاد كه عمار عبادى از آن جمله بود و يكى خبر آنها را به اسد بن عبد الله رسانيد كه عمار را بگرفت و دو دست و دو پاى او را ببريد ، يارانش نجات يافتند و پيش بكير بن ماهان رفتند و خبر را با وى بگفتند كه براى محمد بن على نوشت و او به جواب نامه نوشت : « حمد خداى كه دعوت شما را راست كرد و شيعيانتان را نجات داد . » و هم در اين سال حريق دابق رخ داد . عبد الله بن نافع گويد : مرتع بسوخت چنان كه اسبان و مردان نيز بسوخت . و هم در اين سال اسد بن عبد الله به غزاى ختلان رفت . على بن محمد گويد : خاقان به مقابلهء اسد آمد كه سوى قواديان رفته بود و از نهر گذر كرد ولى در ميانه نبردى نرفت . اما به گفتهء ابو عبيده اسد را هزيمت كردند و رسوا كردند و كودكان دربارهء او مىخواندند كه : « از ختلان آمدى « برو تباه آمدى [ 1 ] »

--> [ 1 ] در متن به پارسى است .